خانه --> جنگ شناختی و جنگ نرم --> روایت استراتژیک: یک ابزار جدید برای درک قدرت نرم

روایت استراتژیک: یک ابزار جدید برای درک قدرت نرم

ترجمه مقابله: روایت استراتژیک یک ابزار جدید برای درک قدرت نرم

چکیده :

قدرت نرم در شکل فعلی و بسیار شناخته شده خود به یک محدودیت برای افرادی تبدیل شده است که سعی می کنند تا قدرت و ارتباطات را در امور بین المللی درک کنند. تجزیه تحلیل قدرت نرم بر دارایی ها یا ظرفیت های قدرت نرم و شیوه مدیریت آن ها تاکید دارد و به شیوه تاثیر گذاری آن ربطی ندارد. این به یک اصطلاح جامع و فراگیر تبدیل شده است که قدرت توضیحی و توجیهی خود را همانند قدرت سخت از دست داده است.محققان بر این باورند که مفهوم روایت راهبردی به ما یک خرید فکری از پیچیدگی های سیاست های بین المللی به خصوص در رابطه با شیوه تاثیر گذاری در محیط های رسانه ای جدید را می دهد. آن ها بر این باورند که مطالعه رسانه و جنگ از توجه بیشتر معطوف شده به روایت های راهبردی ذی نفع می شود.

لغات کلیدی: قدرت ارتباطات، نفوذ، روایت، قدرت، قدرت نرم، روایت های راهبردی

مقدمه: چگونه ایده نای به سرقت رفت؟

جوزف نای یک سوال مهم را در دهه ۱۹۹۰ میلادی در رابطه با امور بین المللی مطرح کرد: چگونه ما اشکال در حال تغییر نفوذ را در یک محیط بین المللی متغیر درک می کنیم( نای جی ۱۹۹۰)؟ در طی جنگ سرد، تثبیت ایجاد شده در محافل دانشگاهی و سیاسی با زراد خانه های هسته ای و ارتش های سنتی در ساختار دو قطبی قدرت متعارف و سنتی همراه بود. نای ما را از این موضوع آگاه کرد که محیط بین المللی جدید آمریکا را ملزم داشته است تا به سمت شیوه های جدید تاثیر گذاری برنظم نوین جهانی نو ظهور برود. نای در صدد برجسته سازی روش های جدید نفوذ آمریکا برای محیط جدید بود. جنگ سرد با تاکید بر ارتش و امور نظامی منجر به کاهش توجه آمریکا به ابزار های غیر فشاری و زور شد( کال ۲۰۰۸، ۲۰۱۲). نای خاطر نشان کرد که اگر یک سود ناشی از صلح وجود داشته باشد، آمریکا بایستی در مورد برنده شدن در این صلح و عواقب آن فکر کند. سوال نای این بود: کدام ابزار ها و قابلیت های برای اعمال روش ها برای اهداف متقاعد سازی و تداوم نفوذ آمریکا بر محیط پس از جنگ سرد نیاز هستند؟

به جای تاکید بر اثرات این ظرفیت ها و قابلیت ها، تحلیل قدرت نرم به شدت منجر به چندین ابزار و منابع پیشرفته شده است. تحلیل قدرت نرم بیان می دارد که محیط بایستی ظرفیت های قدرت نرم را توسعه داده و حفظ کند.آن ها توجه کمی به شیوه اثر گذاری این قابلیت ها بر اثر معطوف کرده اند. نای جر(۲۰۱۳) بیان می دارد: ما به وسیله تفاسیر ملموس مسخ شده ایم. ما در حال انباشت و تجمیع منابع هستیم نه این که منجر به ایجاد رفتار شود. ساختار فکری قابلیت و ظرفیت محور در اواسط انقلاب ارتباطات با ظهور اینترنت به درجه اوج خود رسید: تعدادزراد خانه های هسته ای و سلاح های سنتی با فالوور های تویتر و فیسبوک و جریانات یا استریم های زبانی وزارت دفاع جایگزین شده است. سوال مربوط به شیوه اثر گذاری منابع دیگر وجود ندارد. سوال مربوط به شیوه تغییر روابط، و مدیریت آن، ما اغلب نادیده گرفته می شویم زیرا انجام این کار ها از نظر مفهومی و روش شناسی سخت است( میسکیمون و همکاران ۲۰۱۴، پامنت ۲۰۱۲). روایت راهبردی قدرن نرم در قرن ۲۱است. روایت راهبردی از یک نقطه شروع مشابه پیش روی نای در ۱۹۹۰ شروع شد- یعنی با درک تغییرات بنیادین در سیستم بین المللی. سوال مطرح شده این است: بهترین روش های اثر گذاری بر روابط بین المللی چیست؟ روایت راهبردی موجب می شود تا ما بر راهبرد های اساسی در روابط بین المللی تاکید کنیم و این سوال وجود دارد که ابزار ها و روش های متقاعد سازی کدام ها هستند و تحت چه شرایطی برخی نفوذ ها موثر هستند و بر شرایط ارتباط و اثرات متقابل تاکید دارند که از زمان انتشار مقاله اصلی نای از ۱۹۹۰ میلادی به شدت تغییر یافته است. در واقع نای به خودی خود بیان می دارد که امور بین الملل به موضوع فاتحان جهانی تبدیل شده است( نای جی ار ۲۰۱۳، ارکویل و راندلفت ۱۹۹۰). ایشان به نقش روایت ها در امور بین الملل اشاره کرده یا سعی می کند تا توضیح دهد که چگونه یک روایت برای مخاطبان هدف متقاعد کننده می شود(میکسومون و همکاران ۲۰۱۳، استیل ۲۰۱۲). تحلیل تشکیل، پیش بینی و پذیرش روایت های راهبردی و اثرات متقابل مبتنی بر تحلیل قدرت نرم می باشد.

درک قدرت نرم
درک قدرت نرم

بازگشت به قدرت نرم

در دهه گذشته، یک دولت بزرگ بدون راهبرد قدرت نرم عملا به صورت یک استثنا بوده است( هال ۲۰۱۲، هال و اسمیت ۲۰۱۲، کولاستییک، تاهر ۲۰۱۲، تیگلانسوکا ۲۰۰۵). توسعه رادیو تلویزیون، رقابت برای میزبانی رویداد های ورزشی جهانی و انتشار موسسات فرهنگی، مشارکت ها و مبادلات اشاره به کاربردی شدن قدرت نرم دارند. از این روی تحلیل یا درک قدرت نرم بدون اثر متقابل آن با قدرت نرم غیر ممکن است و این باعث شد تا نای به قدرت هوشمند اشاره کند( نای ۲۰۰۹). در بریتانیا در سال ۲۰۱۳،شورای بریتانیا و مجلس اعیان به دنبال دانش جدید قدرت نرم بود. نای شاهد و ناظری بر کمیته اعیان بود و بیان کرد که چالش اصلی این است که از دیگران همان کاری که شما می خواهید انجام شود بخواهید( نای ۲۰۱۳). اصرار برای درک شیوه توضیح و مشارکت غیر اجباری در امور بین المللی هرگز شدید نبوده است. مفهوم ارایه شده نای از قدرت نرم، نشان دهنده اهمیت ایده ها و فرهنگ در روابط بین الملل و سیاست خارجی است. به جای تاکید بر قدرت نرم به صورت توانایی اجبار دیگری برای انجام کاری،محققان و سیاست گذاران بر این باورند که قدرت نرم توانایی تاثیر گذاری بر دیگران از طریق جذب فرهنگ، ارزش ها و سیاست ها است که به صورت منابع قدرت نرم در نظر گرفته می شود( نای ۲۰۰۶). یک شیوه متفاوت برای تفکر در مورد قدرت نرم، توانایی ایجاد اجماع در خصوص مفهوم مشترک است. در صورتی که برای مثال افراد بر این باور باشند که ارتقا و حفاظت از حقوق بشر مهم است، مشروع و قانونی سازی اقدامات سخت خواهد بود. ایجاد یک اجماع مشترک برای تاثیر گذاری بر دیگری برای انجام کاری سخت تر از قدرت سخت است با این حال دلیلی ندارد که باور کنیم نتایج می تواند موثق باشد. منابع قدرت نرم زمینه را برای درک مشترک فراهم کرده و این موجب بهبود انواع دیگر تعاملات می شود از جمله فرصت های شرکتی و هماهنگ سازی اهداف انسانی مشترک نظیر کاهش رنجش انسانی. نای این را استفاده از قدرت نرم برای ایجاد محیط اصلاح پذیر می داند. از این روی جای تعجب نیست که سیاست گذاران و مفسران به قدرت نرم به عنوان شیوه ای برای کاهش تنش، کاهش اختلاف اشاره می کنند و از این روی یک زمینه مشترک را در امور بین الملل پیدا می کنند. در صورتی که نگاه دقیقی بر کلمه جذب داشته باشیم سوالاتی در مورد مکانیسم هایی که از طریق آن قدرت نرم تولید برایند مطلوب می کند مطرح می شود. برای مثال نای می گویند که جذب بیشتر از متقاعد سازی سودمند است( نای ۲۰۰۹). ایشان پیشنهاد می کند که قدرت نرم فراتر از اثر گذاری فیزیکی است. مسلما کار های اخیر در خصوص نقش دلیل و احساس در شناخت انسانی اشاره به برجستگی هر دو منطق و احساس دارد به طوری که مخاطبان بر اساس آن امور بین المللی را درک می کنند. بیالی ماترن ۲۰۰۵ الف، ۲۰۰۵ ب، بیان می دارد که این مکانیسم به درستی بیان نشده است و جذب به صورت زوری است این مفهوم موسوم به نیروی نمایندگی است. این اعمال با استفاده از زبان برای ذی نفع سازی دیگران است و ایشان این را در رابطه با تناقضات در بیانیه های بریتا نیا در طی بحران سوئز در ۱۹۵۶ به کار می برد که موجب تضعیف حس رهبران بریتانیا از هویت شده و در نهایت اقدامات آن ها را محدود شد. شواهد نشان می دهد که قدرت نرم تحت برخی شرایط به صورت اجباری است. در بریتانیا، به منظور سازگاری با ارزش ها به صورت یک راه کار تلقی شد. با این حال یک احتمال دیگر وجود داشت. جذب با اصطلاح قدرت نرم می تواند مربوط به رفع نیاز ها است. جذب بر اساس هر دو و یا یکی از مولفه های منطقی و عاطفی فرهنگ، ارزش ها یا سیاست هامی باشد. برای مثال، ارزش هایی نظیر دموکراسی،ازادی، کاهش فقر، و حقوق بشر موجب جذب سایرین می شوند زیرا آن ها نیاز ها و خواسته های جمعی و فردی را رفع می کنند. سایرین ممکن است به زور این ارزش ها را نپذیرند با این حال لازم به ذکر است که این ارزش ها در صورتی که بیان شوند، موجب محدود شدن رفتار آینده شده و در زمینه نیروی نمایندگی استفاده می شمند. در صورتی که یک کشور دکتری مسئولیت حفاظت را به دلیل تعهد خود به حقوق بشر بپذیرد این نشان می دهد موقعیت سیاست خاص و نقض آن در برخی حالات رخ می دهد. تمایز و ارتباط بین قدرت نرم و سخت موجب بروز ملاحظات مفهومی مهم می شود. تمایز بین قدرت نرم و سخت سخت بوده است. منابع قدرت سخت شامل منابع اقتصادی و نظامی هستند. منابع قدرت نرم شامل فرهنگ، ارزش ها و سیاست هاست. با این حال کاربرد متفاوتی از منابع قدرت نرم و سخت وجود دارد. منابع قدرت سخت به صورت ذخیره ای است و در شرایط خاص استفاده می شود و این در قالب های زمانی خاصی در نظر گرفته می شود و اهداف راهبردی و تاکتیکی خاصی در این رابطه دنبال می شود. تحلیل اولیه قدرت نرم فاقد یک حس کارگزاری یا نمایندگی توسعه یافته یا راهبرد با قدرت نرم در خصوص قدرت نرم به خصوص در جذب نسبت به هدف سیاست گذاری خارجی است. نیاز یک دولت یا کشور استفاده از منابع قدرت سخت نمی باشد بلکه این موجب تهدید استفاده از این منابع شده و در عین حال قدرت را اعمال می کند. بر عکس، بسیاری از منابع قدرت نرم به صورت ذخیره نمی باشند با این حال این نبایستی به صورت مشترک باشد. تامین بودجه برنامه های فرهنگی و یا تولید مستندات بی بی سی منطقی نیست. دارایی های قدرت نرم معمولا قابل رویت نیستند. یعنی گاهی ارتباطات در مورد دارایی قدرت نرم و روایت ها به طور راهبردی استفاده می شوند. دارایی های قدرت نرم را می توان برای مخاطبان هدف برای اهداف ابزاری ارتقا داد همانند روایت های راهبردی و نیرو های بازنمودی، همان طور که منابع قدرت سخت را می توان برای اثر گذاری بر رفتار بازیگران هدف استفاده کرد. نای در مقالات بعدی به بررسی مهارت های عاملان در تبدیل منابع به برایند های رفتاری می پردازد. راهبرد های تبدیل قدرت یک متغیر حیاتی است که توجه کافی را به خود جلب نکرده است و از این روی ایشان کتاب کاملی را در مورد رهبری و مهارت های راهبردی مورد نیاز برای دست یابی به این تبدیل نوشت( نای ۲۰۰۸). به علاوه، منابع قدرت نرم حداقل در رابطه با منابع نظامی به صورت قدرت انحصاری دولت در نظر گرفته می شود. منابع قدرت نرم هم درون و هم بیرون بخش دولتی قرار دارند. هر طرح برای استفاده و بهره برداری از منابع قدرت نرم بایستی بداند که در میان دارایی های مهم قدرت نرم، ارزش های مربوط به یک جامعه پیچیده، باز و متنوع وجود دارند. از این روی قدرت نرم یکی از ویژگی های دانشگاه ها، کسب و کار، سازمان های مذهبی، تیم های ورزشی و شهروندان آن است. این ها همگی عناصر بالقوه راهبرد های قدرت نرم می باشند با این حال گاهی در اهداف ملی حداقل در دولت های غیر مستبد در نظر گرفته می شوند. یک نکته جالب تر، ملاحظات قدرت نرم در استفاده از نیرو های نظامی است. استدلال ما این است که قدرت نرم و سخت دارای تفاوت های مفهومی به طرق مختلف می باشند. با این حال امروزه یک روند مهم در خصوص استفاده از قدرت نرم توسط پایگاه های سنتی قدرت نرم وجود دارد. این موضوع را می توان در رابطه با افغانستان مشاهده کرد که در آن نیرو های نظامی نقش مهمی در تثبیت و توسعه کشور داشته اند(ویلیامز ۲۰۱۱). این بدین معنیاست که ارتش از منابع قدرت نرم و نیز منابع قدرت سخت استفاده می کند. این فراتر از ایده نای مبنی بر این است که یک ارتش منظم و به خوبی مدیریت شده می تواند منبع قدرت نرم باشد(نای ۲۰۰۶). دیپلماسی نیز یک ابزار دیگر برای قدرت نرم هم در شکل دیپلماسی دولت به دولت سنتی و هم در شکل دیپلماسی عمومی مربوط به اثرات متقابل دولت با مردم می باشد( هایدن ۲۰۱۲، ملیسن ۲۰۰۷، نای ۲۰۰۸ الف، سایب ۲۰۰۹). یک نکته مهم این است که منابع قدرت نرم می تواند از طریق دیپلماسی عمومی انتقال یابد( سایب ۲۰۱۳). برای مثال سایب در بحث مربوط به امنیت کشور های بالتیک بیان می دارد:

” قدرت نرم، می تواند هویت های فرهنگی و سیاسی این دولت ها را تثبیت کند به طوری که به آن ها در ایجاد ثبات بین المللی کمک زیادی می کند. در صورتی که سایر کشور ها احساس کنند که کشور های بالتیک را می شناسند، آن ها می توانند توجه بیشتری را به آن ها معطوف کنند و تمایل برای پشتیبانی از آن ها در مشاجره و اختلاف با روسیه داشته باشند.دیپلماسی عمومی تحت شرایط خاص موجب تقویت منابع قدرت نرم و جذب کشور می شود. نقطه ضعف مطالعه قدرت نرم، ناتوانی IR برای مسیر یابی و اندازه گیری اثر آن است. برخی از محققان به شناسایی زمان اهمیت قدرت نرم پرداخته اند با این حال برخی بر نوع ظرفیت های مورد استفاده و شیوه استفاده از آن ها و نه بر اثرات قدرت نرم تمرکز دارند( کرانینگ و همکاران ۲۰۱۰). فاینمور (۲۰۰۹) بیان می دارد که: ایجاد برایند های اجتماعی مطلوب حتی با قدرت مادی بزرگ، ساده نیست همان طور که آمریکا نتوانست. نای خاطر نشان کرده است که ما بایستی نه تنها ثر جذابیت قدرت نرم را بر روی دیدگاه های کشور های خارجی شناسایی کنیم بلکه بایستی تغییرات رفتاری ناشی از آن ها را شناسایی کنیم. با این حال این یک وظیفه مهم برای روزنامه نگاران و مورخان است نه محققان روابط بین الملل( نای ۲۰۱۱). انجام این تحلیل در حال حاضر پر هزینه و دشوار است( نای ۲۰۱۳).

روایت های راهبردی به عنوان منابع قدرت

بدیهی است که قدرت نرم برای درک روابط بین المللی امروزه اهمیت زیادی دارد. اگرچه بسیاری این گفته را قبول دارند با این حال هنوز ۱- شناسایی منابع قدرت نرم ۲- شناسایی فرایند های به کار گیری قدرت نرم و ۳- درک این که تحت چه شرایطی منابع قدرت نرم را می توان باری پشتیبانی از سیاست خارجی استفاده کرد سخت است.استدلال ما این است که مفهوم روایت راهبردی به حل بسیاری از سوالات مهم در خصوص درک و تحلیل ما از قدرت نرم کمک می کند. اگرچه روایت ها، شیوه های درک انسان را از جهان اطراف آن ها شکل داده اند، استدلال ما این است که مفهوم روایت راهبردی از اهمیت ویژه ای در روابط بین الملل برخوردار است. تئوری های منطقی برای جهان با نظم خوب و برای رهبران موجود در این جهان است. با این حال، امروزه، ما یک دنیای آشفته را داریم که رهبران آن برای مقابله با سختی ها و پیچیدگی ها آمادگی کافی ندارند. روایت ها برای نظم دهی و کاهش آشفتگی ها مهم تر است. مسلما روایت ها برای سازمان دهی فرایند ارتباطات مهم است و بسیاری از دانشمندان خاطر نشان کرده اند که این تا حدودی مربوط به انسان است( سالمون ۲۰۱۰). در ابتدا، یک روایت متقاعد کننده می تواند به صورت منبع قدرت باشد زیرا افراد به برخی بازیگران، رویداد ها و توجیهات باری توصیف تاریخ یک کشور یا تعیین یک سیاست مراجعه می کنند. دوم،ارتباطات روایی به عنوان یک فرایند به عنوان شیوه ای مطرح هستند که از طریق آن قدرت نرم را می توان در مقایس گسترده درک کرد( باری مثال ماس ۱۹۹۱). منابع قدرت نرم، فرهنگ ها، ارزش ها و سیاست ها برای مثال می توانند جذاب باشند زیرا آن ها با روایت های شخصی پیشین یا موجود سازگار هستند. روایت راهبردی به طور مستقیم به بررسی تشکییل، پیش بینی و انتشار و پذیرش ایده ها در سیستم بین الملی می پردازد. در نهایت، وقتی که ما می بینیم که چگونه کشور های مختلف تلاش می کنند تا از روایت های راهبردی برای منحرف کردن مخاطبان هدف استفاده کنند، می توان به نقش رقابت و منازعه به خصوص در اکولوژی رسانه های پیچیده پی برد. نکته مهم این است که افرادی که به دنبال استفاده از روایت های راهبردی هستند، توجه بیشتری به پذیرش و تفسیر روایت ها در خصوص شکل گیری و پیش بینی آن می کنند زیرا در این جا است که یک مفهوم ایجاد می شود و هر جذابیت، تعامل و محدوده متقاعد سازی مکان یابی شده و تجربه می شود( اسکاس و همکاران ۲۰۱۱). نای عنوان می کند: درک این نکته که مخاطب هدف چه فکر می کند بسیار مهم است و اهمیت هدف بیشتر از عوامل هدف است( نای ۲۰۱۱). همان طور که دیدیم، تحلیل قدرت نرم چارچوبی را برای پوشش دادن این فرایند ها ارایه نمی کند. مطالعه ما بر روی روایت های راهبردی به شناسایی و درک ارتباطات در روابط بین الملل می پردازد. ما می دانیم که ارتباطات شامل ارتباطات شفاهی و سایر اشکال برقراری ارتباط است. این مهم است زیرا تاکید بر روایت راهبردی پلی بین مفاهیم قدرت نرم و سخت است. برای مثال استفاده از نیروی نظامی می تواند بخشی از پیش بینی روایی یک دولت باشد. برای بررسی بخش های اصلی روایت های راهبردی، ما به بحث بارک(۱۹۶۹) در خصوص روایت ها استناد می کنیم: در این رابطه ما مثال هایی در مورد روابط بین الملل مطرح خواهیم کرد:

  • کاراکتر یا بازیگران: بازیگران افرادی هستند که دارای یک سازمان یا کارگزاری هستند و برای روایت ها مهم ارزیابی می شوند. دولت ها، بازیگران غیر دولتی، ابر قدرت ها، قدرت های طبیعی،کشورهای سرکش، تروریست ها، سازمان های غیر دولتی (سازمان های غیر دولتی)، و شرکتهای چند ملیتی (شرکت های چند ملیتی) همگی بازیگران مربوط به سیستم بین المللی امروزه هستند. در چارچوب احزاب سیاسی داخلی، گروه های منافع، طبقات اقتصادی و افراد در روایت های مربوط به سیاست های داخلی و دولت باقی می مانند. این موارد به ما اطلاعاتی در مورد اهمیت افراد ارایه می کند. به علاوه، بازیگران درون روایت ها دارای خصوصیات، منافع و رفتار های خاص هستند. برای مثال کار های علمی نشان می دهد که ماهیت قدرت بزرگ جهانی موجب شده است تا برخی از کشور ها و دولت ها یک سری رفتار های خاصی را اتخاذ کنند که قدرت های طبیعی این رفتار ها را نشان نمی دهند( اتس ۲۰۰۶، راسل ۲۰۱۱). یعنی قدرت های بزرگ جهانی، بازیگرانی در چارچوب یک روایت در مورد سیستم بین المللی می باشند.
  • شرایط، محیط وفضا: چه چیزی موجب هموار سازی زمینه و شرایط می شود؟ یک اقدام در کجا رخ می دهد؟ از حیث روابط بین الملل و سیاست خارجی، شرایط اشاره به شیوه ترسیم سیستم بین الملل و شیوه کارکرد آن دارد. آیا دنیا به صورت استقلال یا جهانی سازی با ابعاد مربوط به همکاری در راستای رسیدن به اهداف مشترک محسوب می شود یا نه و یا این که به صورت دنیای دوستی هاو دشمنی هاست، افرادی که به آن چه که شما انجام می دهید یا نمی دهید باور دارند؟ همانند بازیگران، شرایط یا محیط با فرضیات، اظهارات و اصول و منطق های مهم همراه است. این بر دامنه امکان از حیث شناسایی مسائلی که نیازمند حل و فصل هستند و اهدافی که بایستی حاصل شوند شکل می دهد. چه کسی بر این فضا یا محیط شکل می دهد؟( ولفرز ۱۹۶۲).
  • تعارض یا عمل: چه کسی برای چه کسی کار انجام می دهد و چه کار انجام می دهدو واکنش ها و اثرات متقابل حاصل از آن ها چیست؟ این خود نشان دهنده اهمیت زودگذری و جسمانیت می باشد- زیرا روایت ها کاملا برای رسیدگی به گذشته، حال و آینده سازمان دهی شده اند. این اشاره به شناسایی خطرات ادراک شده دارد و یا این که توسط چه کسی یا چگونه این خطر بایستی رفع شود. برای مثال، مشاهده شده است که دنیا به صورت مکانی است که در آن تروریست ها امنیت همه را به خطر می اندازند، بسیاری از دولت ها بسیاری از گروه ها را به صورت تروریست قلمداد میکنند و پاسخ ضمنی آن ها استفاده از ارتش و نظارت ها و مراقبت های قابل توجه است.
  • حل اختلاف یا حل اختلاف پیشنهادی: روایت ها برای انسان به دلیل ارایه اقدامات برای حل تعارض و اختلاف در شرایط فعلی تا حدودی جذاب است. حل اختلاف پیشنهادی در روایت ها به شیوه های مختلف هم از دیدگاه فکری و هم از دیدگاه عملی محدود کننده است.برای مثال،روایت ها در مورد یک سیستم بین المللی که بر اهمیت مشارکت بین المللی برای مواجهه با افراد هنجار شکن تاکید دارد، نشان دهنده یک رفتار قابل قبول در سیستم بین المللی است. در این صورتف استفاده از نیرو های نظامی به صورت یک جانبه سخت خواهد بود.

روایت ها- با ساختار فوق- دنیا را توجیه کرده و محدودیت هایی را در خصوص موارد قابل تصور و عملی تنظیم کرده و بر منافع ادراک شده شکل می دهند. دولت هایی با ویژگی ها و هویت های خاص، بازیگرانی در سیستم بین المللی هستند که ما آن ها را امروزه درک می کنیم. روایت ها منبع قدرتی هستند که ویژگی های دولت ها در دنیا و شیوه کار کرد جهان را بررسی میکنند. برجسته سازی یا درک روایت ها در سه سطح مختلف( میسکمون و همکاران ۲۰۱۳) و ارایه برخی مثال ها اهمیت دارد. این سطوح و روایت ها ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. مورد اول شامل روایت های سییستم بین الملل که توصیف کننده شیوه سازمان دهی دنیا است، بازیگران، شیوه کارکرد ها است. مثال ها شامل روایت هایی نظیر جنگ سرد، جنگ با تروریسم و ظهور چین است. روایت مبارزه با تروریسم دولت ها را قادر به حفاظت از افراد در برابر بازیگران غیر دولتی موسوم به تروریست ها در مبارزه برای امنیت می کند. چنگ با تروریسم موجب محدود سازی سیاست گذاری خواهد شد به خصوص اگر یک بازیگر سیاسی به صورت تروریست توسط سایرین در دنیا تلقی شود. در دومین سطح، روایت های ملی قرار دارند که داستان یک دولت یا ملت را شامل می شوند و یا نشان دهنده ارزش ها و اهداف یک ملت هستند( هولستی ۱۹۷۰، تی ۲۰۱۲ الف، ۲۰۱۲ الف، ۲۰۱۲ ب، والکر ۱۹۸۷) مثال هایی از روایت های ملی شامل ایالات ملی در خصوص تعهد به آزادی و دموکراسی می باشد.بورنسکتور(۲۰۱۳) به شناسایی روایت های بیوگرافی از دولتی می پردازد که فضای تجربه شده را با فضای پیش بینی شده آینده طراحی کرده و آن را از طریق افق های تجربه و افق های امکان مرز بندی می کند. در نهایت روایت های مسئله وجود دارند که نشان می دهند چرا یک روایت نیاز است و چرا مطلوب است و چگونه می توان آن را به طور موفق پیاده سازی کرد. روایت های مسئله، اقدامات دولتی را با توضیح بازیگران مهم، نوع اختلاف یا مسوله شیوه حل مسئله مربوطه توسط یک روش تبیین می کنند. این مربوط به کار های الکساندر جرج بر روی مشروعیت سیاسی است که در آن کار ایشان بیان می داردکه سیاست ها بایستی برای نخبگان سیاسی و عمومی در داخل و خارج اطلاع رسانی شود و این توضیح بایستی منعکس کننده نوع یک سیاست خوب یا بود باشد( جرج ۱۹۸۹).

روایت ها در هر سطح می توانند به صورت منابع قدرت باشند و همانند فرهنگ یا ارزش ها، این روایت ها را می توان در بخش دولتی و یا بخش غیر دولتی یافت. افزون بر این یک ساختار دموکراتیک وجود دارد که مبنی بر آن آزادی و صدای قهرمانان به خودی خود یک روایتی است که دارای قدرت نرم مهمی است. هیچ شیوه ای برای کنترل مستقیم هر روایت در هر سطح وجود ندارد و اگر صادقانه بگوییم این شیوه ها بدون بازده خواهند بود. همان طور که در بالا گفته شد، بیلی ماترن استدلال می کند که روایت ها را می توان به صورت نیروی بازنمودی از نظر راهبردی مورد استفاده قرار داد.

بحث ما این نیست که همه روایت ها در سیستم بین المللی به طور راهبردی توسط بازیگران سیاسی استفاده می شوند. بلکه استدلال ما این است که روایت های راهبردی مورد استفاده در یک سطح بر روایت های سطوح دیگر اثر دارد و موجب محدود شدن گزینه های سیاست های آینده و رفتار ها می شود. روایت شروع جنگ سرد یک مثال بسیار عالی است زیرا دانشمندان و مورخان علوم سیاسی به طور شفاف نشان داده اند که روایت های راهبردی در مورد پشتیبانی برای سیاست های خاص آمریکا- پشتیبانی مالی برای یونان و ترکیه در ۱۹۴۷( که منجر به دکترین ترومن شد) و پیش نویس NSC 69 در ۱۹۵۹، به توسعه سطح بین المللی روایت جنگ سرد کمک کرده است که دنیا را به صورت یک دنیای پرتنش و دو قطبی قلمداد کرده است( گادیس ۱۹۷۴، میسکمیون و همکاران ۲۰۱۳).

نکته تجزیه تحلیل نقش روایت در این سه سطح می تواند یک دانش کلی در خصوص شیوه عملکرد ارتباطات، متقاعد سازی و نفوذ در امور بین المللی ارایه کند. می توان پی برد که چگونه بازیگران سیاسی به طور راهبردی بر روایت ها تاثیر می گذارند و چگونه از آن تاثیر می پذیرند. این به نوبه خود امکان ارایه توضیحات متقاعد کننده از قدرت و نفوذ را نسبت به تحلیل قدرت نرم در اختیار می گذارد.

یک اکولوژی ارتباطاتی جدید و راهبرد های ارتباطات

ما خاطر نشان کردیم که سیستم بین المللی پس از جنگ سرد، فضا را برای رقابت قابل توجه در خصوص روایت ها باز می کند. به علاوه، یک اکولوژی ارتباطاتی جدید، این فضا را نیز باز می کند. سیاست گذاران و مسئولان نخبه و بر گزیده در امور بین الملل بر این باورند که روابط خارجی اجباری نبوده و این که روابط دولت با دولت یک موضوع جدیدی نیست. ارتباط موجب ایجاد توزیعات جدیدی از قدرت می شود. سرمایه گذاری در رسانه و بستر های آنلاین توسط بریکس، ترکیه، ایران و دیگران منجر به ایجاد یک بازار جهانی کثرت گرا از دیدگاه ها و گزارش دهی شده است. دیپلمات ها می پرسند:آیا ما باید در همه این فضا های رسانه ای حضور به عمل بیاوریم؟آیا یک کشور بایستی بیشتر در رسانه های منطقه ای سرمایه گذاری کند یا جهانی؟ آیا رسانه های قدیمی نظیر بی بی سی، سی ان ان و یا دویچه وله وضعیت تاریخی خود، پهنه و نفوذ خود را حفظ می کنند؟با افزایش ارتباط تعداد بیشتری از افراد در رسانه های اجتماعی و خود ارتباطی جمعی به قول کستل( ۲۰۰۷و۲۰۰۹)، آیادولت ها بایستی به دیپلمات های شهروند برای پیش بینی قدرت نرم از طرف کشور از طریق مشارکت معمول خود در رسانه های اجتماعی اعتماد کنند؟

در این بحبوحه کنترل و قدرت به صورت رقابت بر سر روایت ها افزایش یافته است. استدلال ما این است که این مسئله نشان دهنده اهمیت مفهوم روایت راهبردی به عنوان سیاست خارجی و مواجهه دیپلماسی با آسیب پذیری جدید ناشی از افزایش شفافیت است. هم چنان که جمعیت بیشتری با رسانه های بیشتر آشنا می شوند، در مورد شیوه کارکرد ارتباطات بیشتر اطلاعات کسب می کنند.ایجاد تعادل در چشمان مخاطبان مختلف یک چالش است. نخبگان احساس می کنند که ان ها قدرت نسبی خود را به اطلاعات و زمان از دست داده اند و مخاطبان به عنوان بازیگران سیاسی نظیر افراد، بازیگران غیر دولتی، سازمان های مردم نهاد، تروریست ها و سازمان های بین المللی دسترسی به فناوری های ارتباطی ای دارد که به دست طیف وسیعی از مخاطبان می رسد( براون ۲۰۰۵، چادویک ۲۰۱۳، پرایس ۲۰۰۲).

همان طور که در منابع دیگر ذکر شده است: امروزه نبرد جهانی ایده هاایجاد ادراک و واقعیت از بازار رقابتی و شلوغ برای دولت هایی کرده است که بایستی یادبگیرند چگونه با یک دیگر رقابت کنند. دولت ها دیگر گزینه ای برای انجام روابط با دنیا در مجموعه های دیپلماتیک بزرگ ندارند تا بتوانند یک دیگر را کنترل کنند. مونرو پرایس بیان می دارد که اگرچه رهبران قادر به انتخاب برای عدم مشارکت در شکل دهی قلب هاو اذهان شهروندان نمی باشند با این حال محرک انجام این کار و رقابت ایده ها موجب شکل گیری دنیایی شده است که نیازمند فعالیت از طریق دولت هاست. همان طور که ریچارد هولبروک به میشاییل اینگاتیف در یک مصاحبه گفت دیپلماسی همانند یک شطرنج نیست بلکه بیشتر شبیه جاز است. توانایی طراحی و پیاده سازی روایت های راهبردی منسجم بستگی به رویداد ها و دیدگاه های سایرین دارد( میسکیمسون و همکاران ۲۰۱۳).

البته در خصوص چالش های مربوط به استفاده راهبردی از روایت وجود دارد. شفافیت و افزایش آزادی رسانه ای موجب ایجاد نقد های زیادی شده است به خصوص اگر روایت های پیشین درک نشده باشد. این مربوط به رقابت و اعتبار است. در حقیقت، شواهد نشان می دهد که رسانه های جدید از چمله ارتباطات رسانه های اجتماعی منجر به ایجاد مخاطبان بد بین و منتقد می شود(پیرس و کنزیور ۲۰۱۲). برای مثالی نگاهی به مصاحبه پوتین در نیویورک تایمز در سپتامبر ۲۰۱۳ بیندازید. دوما، اقدامات، سیاست ها و رویداد های واقعی جهان نیز مهم است. روایت ها ممکن است فاقد محتوای مهم باشند و قدرت توسط اقدامات، سیاست ها و رویداد ها به چالش کشانده می شود. رویداد های تجربه شده افراد ممکن است متناقض با روایت راهبردی پیشرفته باشد. در نهایت، آن چه که ما می دانیم دست یابی به مزیت های مربوط به روایت های راهبردی می باشد که دولت بایستی عدم کنترل بر ابعاد این فرایند را بپذیرد.

روش های مطالعه روایت های راهبردی

این مقاله مروری راهبردی بر روش هایی دارد که به محققان و سیاست مداران در شناسایی روایت ها و بخش های آن ها در سطوح مختلف و درک اطلاعات آن ها، پیش بینی و رقابت و پذیرش کمک شایانی می کند. اولا فضا و محتوی ارتباطی رابطه متقابل دارند و ما مشکل بودن مطالعه این فضا را تایید می کنیم. این به تفکر در مورد مطالعه روایت های راهبردی در محیط سیال کمک می کند. هم چنین لازم به ذکر است که گزینه های تحلیلی بستگی به فرایند های روایی راهبردی محققان برای توجیه یک سری از اقدامات دارد(میسکیمون و همکاران ۲۰۱۳). به این ترتیب برای تاکید بر روش های موثر در راستای انتشار اطلاعات، پیش بینی و پذیرش مثال هایی ارایه می کنیم. در صورتی که بر تشکیل روایت های راهبردی توسط بازیگران سیاسی تاکید کنیم، مسیر یابی فرایند دقیق، تحلیل زمینه ای و مصاحبه ها امکان درک فشار های سیاسی را در زمان مطالعه روایت های سیاستی و شیوه محدود سازی روایت های ملی از اعمال زور توسط بازیگران سیاسی امکان پذیر می کند. مطالعاتی که ابتدا بر پیش بینی تاکید می کنند شامل مسیر یابی جریان روایت ها از طریق اکولوژی رسانه ای هستند. تحلیل شبکه، مطالعات محتوایی، تحلیل های متنی و تحلیل داده های عظیم با استناد بر مولفه های روایی در همه اشکال رسانه ها به درک رقابت و فرایند های مرتبط با پیش بینی روایت ها کمک می کند. در نهایت مطالعه پذیرش، مستلزم ایجاد یک جعبه ابزار روش شناسی در طی سال ها مطالعه بر روی ارتباطات سیاسی است. روش های جالب برای درک احساس افراد از روایت ها شامل روش Q و گروه های تمرکز است. هدف تحلیل قدرت نرم شناسایی این است که آیا مخاطبان یک کشور را جذاب، مناسب و قابل الگوبرداری می دانند یا نه. تحلیل روایت هایی که از طریق آن مخاطبان سیاست یا عوام دنیا را درک ی کنند، می تواند یک تحلیل نافذ تر باشد. استدلال ما این است که روایت ها بیانگر مجموعه ای از شخصیت ها و بازیگران، فضا یا محیط، تضاد یا عمل یا حل اختلاف می باشند. ما به شناسایی این موضوع می پردازیم که آیا مخاطبان امور بین الملل را از این حیث یا از جهات کاملا متفاوت درک می کنند. چالش ها و اهمیت مطالعه روایت های راهبردی در درک مفهومی از آن چه که موجب تشویق به استفاده از روش های مختلف برای درک ما از اثرات در دنیای امروزه می شود نهفته است.

نتیجه گیری: پیامد ها برای رسانه، جنگ و کشمکش

درک قدرت و نفوذ در امور بین الملل نمی تواند با زمینه رسانه،جنگ و کشمکش و اختلاف مرتبط باشد. بافت و کاراکتر روابط بین دولت ها و بازیگران دولتی و بازیگران غیر دولتی نقش مهمی در ایجاد تنش ها و خصومت ها و در کاهش آن ها ایفا می کند. در تشکیل یا زوال اتحاد ها و پیمان ها و سازمان ها، در مشروعیت مداخلات نظامی یا مقاومت.در صورتی که زمینه و کاراکتر مشارکت بین الملل تغییر کند، چون آن ها در چشم انداز رسانه های متغیر در حال رخ داد است، می توان یک رابطه اساسی مستقیم را بین روابط بین الملل و ارتباطات جهانی از یک سو و جنگ، در گیری و واسطه گری از سوی دیگر یافت. این بدین معنی نیست که هر مطالعه بر روی رسانه، جنگ و درگیری بایستی این زمینه گسترده راپوشش دهد. با این حال استدلال ما این است که محققان بایستی ویژگی های هر مورد یا نمونه را در چارچوب چشم انداز متغیر درک کنند با توجه به این که چگونه این انتظارات رهبران را در مورد شیوه ارتباط و اجزای تشکیل دهنده یک ارتباط موثر براورده می کند.

کاربرد های خاص و ویژه تر روایت راهبردی برای این زمینه را می توان شناسایی کرد. اولا، مطالعه روایت راهبردی برای درک شیوه تعریف همه ابعاد تعارض و درگیری، ساختار و درک آن ها مهم است. مبارزه ها و ناراحتی ها، ادعاها و خواسته ها همگی منوط به ویژگی های عوامل محرک و توجه به اعتبار حاصله هستند. رویداد های مختلف از حیث روایت های نسبت داده شده به یک واقعه بیان می شوند. تعیین مشخصات و روایت امروزه موضوعات مورد بحث هستند و برای مشروع و قانونی سازی ادعا ها و اقدامات استفاده می شوند. دوما، فعل و انفعال بین انواع روایت ها به توجیه چگونگی مطالعه و روایت بازیگران اصلی و وضعیت کمک می کند. یک مسئله روایت اختلافات ویژه می تواند مربوط به روایت های ملی باشد که از ویژکی های اصلی یک ملت خاصی است که به صورت ناسازگار یا سازگار دسته بندی می شوند. هم چنین این می تواند مربوط به یک روایت سیستمی در خصوص منازعات قدرت و رقابت بین قدرت های عظیم، مناطق یا اتحادیه ها باشد. به این طریق، انتظارات از ر فتار های احتمالی و برایند ها ایجاد شده است انتظاراتی که می توانند در تصمیم گیری ها و پشتیبانی از روش ها و رویکرد های خاص گنجانده شوند. سوما، جنگ و درگیری تحت تاثیر ارتباطات فشرده و گسترده ای است که یکی از ویژگی های اصلی اکولوژی رسانه ای جدید است به طوری که هر چه افراد در دنیا بیشتر قادر به بارگزاری، ارتباط، در فضا های مجازی و راه دورباشند، این ارتباطات بیشتر متمرکز شده و تعداد شرکت کننده ها و مخاطبان بالقوه افزایش می یابد و منجر به تسریع رفتار های جنگ طلبانه و یا توازن های مربوط به آن می شود.چهارما توسعه دیجیتال موجب اخلال در ساختار روایت ها ازجنگ و درگیری شده است. ما شاهد نه تنها شتاب زمانی بلکه شکنندگی زمانی هستیم. مفهوم ظاهرا تثبیت شده رویداد های گذشته که با ظهور داده ها و تصاویر جدید مختل شده است. اگرچه بیشتر اخبار جنگ و در گیری دارای فرمت های روایتی مشابه و آشنایی هستند، که بستگی به منابع رسمی تحت ارزش های خبری بلند مدت دارد، و استفاده از روزنامه نگری شهروندان آماتور حاکی از آن است که شکنندگی روایی جدید منجر به ایجاد یگ آ سیب پذیری برای نیرو های نظامی و ارتش می شود. پنجما و در نهایت، رهبران سیاسی و نظامی مسئول ایجاد و پیش بینی روایت های راهبردی برای مشروعیت سازی جنگ، درگیری و ایجاد صلح بایستی در مورد چهار نکته قبلی از خود انعطاف پذیری نشان دهند. آن ها بایستی روایت هایی رادر نظر بگیرند که برای مخاطبان مختلف با علایق مختلف مناسب باشد و بدانند که چه چیزی موجب می شود تا روایت ها متقاعد کننده باشد.آن ها بایستی قادر به یافتن یک همبستگی و انسجام بین سیستم ها، روایت های ملی و مسائل و مواجهه عموم در برابر بی ثباتی ها در سطوح روایت های رقبا و مخالفان باشند. آن ها بایستی برای زمان هایی که اختلالات دیجیتال منجر به تضعیف روایت های مطلوب می شود دارای سناریو های مناسب باشند تا بتوانند نظم روایت ها را احیا کنند.آن ها بایستی قادر به حفظ پیوستگی و ثبات بین روایت های عمومی و رویداد ها باشند. رویداد های تجربه شده توسط افراد ممکن است نقطه مقابل روایت های راهبردی پیچیده باشد. این چالش زمانی تشدید می شود که قدرت های جدید برای به چالش کشیدن برتری ایالات متحده ظهور یابند. با انتشار بیشتر قدرت در سیستم، راه حل های اجماعی بیشتر برای حل مسائل در زمینه های بین المللی حاصل خواهد شد. توانایی تاثیر گذاری بر پاسخ هی بین المللی به بحران ها از طریق روایت های راهبردی موثر به شدت چالش بر انگیز شده و با محدود تر شدن روابط یک جانبه، ضروری تر خواهد شد.

تا کنون خوانندگان و مخاطبان این مقاله به این موضوع پی برده اند. در ۱۹۹۰ میلادی، جوزف نای پایان جنگ سرد را پیش بینی کرد و به ماهیت در حال تغییر رسانه ها اشاره کرده و یک مفهومی را ایجاد کرد که توضیح می دهد چگونه دولت ها به شیوه های غیر از اعمال زور با یک دیگر تعامل داشته و بر هم اثر می گذارند یعنی قدرت نرم. در همان حال در زمینه رسانه ها، جنگ و درگیری، فروپاشی دیوار بر لین، جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱-۹۲، سری مداخلات حقوق بشری و نظامی غرب منجر به مطالعات اثر CNN شده و این سوال پیش آمد که پوشش تلویزیونی جهانی چه تفاوتی در تصمیم گیری و پشتیبانی عموم برای این مداخلات ایجاد گرده است. ما با بیان این که چیزی مشابه با این رخداد در حال حاضر در حال وقوع است این مقاله را به پایان می رسانیم. تغییر چشم انداز IRموجب ایجاد تغییر در دیدگاه و توجیه رسانه ها و جنگ شده است. ظهور قدرت های جهانی جدید نظیر چین و هند و تداوم تغیرات اصلی در اکولوژی رسانه مستلزم توسعه مفهومی برای توجیه قدرت و نفوذ برای روایت راهبردی است. تغییر منجر به الگو های رسانه ای ، جنگ و درگیری شده است که به نوبه خود موجب بروز سوالات و رویکرد هایی برای درک ارتباط محض و گسترده و هم پوشانی بین مخاطبان و تولید کننده ها، اشکال جدید و روابط قدرت و نفوذ، تغییر ماهیت توجه، قدرت و خبر و شیوه های متعددی که بازیگران از ابزار های رسانه ای برای ایجاد صلح و منطقی جلوه دادن آن ها استفاده می کنند می شود.

آدرس کانال تلگرام سایت بیگ دیتا:

t.me/bigdata_channel

آدرس کانال سروش ما:
https://sapp.ir/bigdata_channel

جهت دیدن سرفصل های دوره های آموزشی بر روی اینجا کلیک کنید.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *